محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

263

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

و اگر ما به گفتهء برخى از انديشمندان گوش فرادهيم ، ديگر مطلقا هرگز فرصتى براى ارادهء آزاد انسانى به معناى صحيح آن نخواهد بود . شوپنهاور [ Schopenhouer ] مىگويد : « افرادى از مردم پاك و افرادى پليد و ناپاكند ، كه اينان مانند موجودات بردبار و نيز پلنگانى هستند كه گروه اول با ادراكات انسانى به دنيا مىآيند و گروه ديگر با احساسات خودخواهى . و علم اخلاق ، اخلاق انسان‌ها را توصيف مىكند ، همان‌طورى كه تاريخ طبيعى ويژگىهاى حيوانات را بيان مىكند . » اسپينوزا [ Spinoza ] بر اين عقيده است كه اعمال انسانيت ، همانند تمام پديده‌هاى هستى نتيجه‌بخش است و طبق ضرورت قواعد منطقى استنباط مىشود ، همان‌طورى كه وسيلهء قوانين منطقى از ذات مثلث اين نتيجه به دست مىآيد كه مجموع سه زاويهء مثلث برابر دو قائمه است . و هم‌چنين كانت ، آزادى را باطل دانسته و بخشى از آن را براى حس اخلاقى به عنوان اصل مسلم شمرده است ، نوعى از حتميّت و قطعيّت انسانى را به ما مىآموزد كه طبيعت مطلق و متافيزيكى انسانى آن را دگرگون نمىكند تا اين‌كه به قطعيت علمى مربوط شود ، زيرا وى تاكيد مىكند كه اگر ما با تمام شرايط و سوابق كسى آشنا باشيم ، به يقين آگاهى و اطّلاع از اعمال انسانى او خواهيم داشت ، با همان دقتى كه بدان وسيله خورشيدگرفتگى را تعيين مىكنيم . براساس اين سخن ، جهت نجات آزادى و به همراه آن مسئوليت ، هر دو را به‌طور كلى از ميدان آزمايش و از عالم پديده‌ها درآورده و در عالم مجهولات زندانى مىكند ! و آن را غير قابل شناخت مىداند و اين سخن كانت برابر با انكار واقعيت ثابت آنها مىباشد ، تا آنجا كه جز نام و نشانى كمرنگ و آرمانى مشتبه از آنها نماند ! هوم [ Hume ] هيچ ترديدى به خود راه نمىدهد در گفتن اين سخن با عبارتى روشن : « احساس ما نسبت به آزادى چيزى جز توهّم نيست » جز اين‌كه مسئوليت ما نسبت به تمام اعمال مورد نظر - طبق عقيدهء طرفداران قبول آزادى - امرى است قطعى . به عقيدهء ايشان : اراده با آزادى دو كلمه مترادفند . « 1 » و به‌هرحال ، اين دو طرز تفكر ميدان و مجال آزادى را به‌طور مشخص مىپوشانند . درحالىكه اين مطلب به

--> ( 1 ) - دكارت در پاسخ به اعتراضات سوم مىگويد : اراده و حريت جز يك چيز واحد نيستند .